خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید: همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای ، درست در نطقه آغاز هستی
---------------------------------
یکروز رسد خوشی به اندازه کوه.... یک روز رسد غمی به اندازه دشت
افسانه زندگی چنین است عزیز....در سایه کوه باید از دشت گذشت
-------------------------------
هر که ما را یاد کرد....ایزد مر او را یار باد
هر که ما را خوار کرد ...از عمر برخوردار باد
هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنی
هر گلی کز باغ وصلش بشکفد بی خار باد
------------------------------------
دلم برایت تنگ شده بود...... حالا می فهمم چرا؟ مالِ کشِ شلوارم بود
-------------------------------
ما ز یاران چشم یاری داشتیم...............هندوانه کاشتیم اما کدو برداشتیم
---------------------------
چکنم دست خودم نیست که یادت نکنم...... خواستی گل نشوی تا به تو عادت نکنم
------------------------------
نمي دانم چه حسي هست اين عاشقي؟وقتي مي نشينم ، وقتي راه مي روم ، وقتي مي خوابم دوستت دارم.وقتي صدايي مي ايد دوستت دارم ، وقتي سکوت است دوستت دارم.چه مي کني با من که چنين راحت هميشگي شده اي ؟
-------------------
هيچ چيز سخت تر از انتظار نيست ، آن هم انتظار لحظه اي که يک آشنا صدايت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد اما هر چقدر که انتظار هم سخت باشد به آن لحظه زيبا مي ارزد ، پس انتظار مي کشم تا آن لحظه زيبا نصيبم شود .
---------------------------
توي زندگي بعضي چيز ها بزرگ ، بعضي چيز ها کوچک ، بعضي چيز ها ساده و بعضي چيز ها مهم هستند:
بزرگ مثل عشق
کوچک مثل غم
ساده مثل من
مهم مثل تو …
--------------------------
چرا رو نقاشي ها بي خودي سايه مي زني
اين همه حرف خوب داريم حرف گلايه مي زني
اگه منو دوست نداري اينو راحت بهم بگو
چرا با حرفات و نگات بهم کنايه مي زني
--------------------------------
در سرزمين عاطفه هايم چون گل روئيدي و من باغباني آموختم اما کدام گل احساس باغبان را مي فهمد آيا هيچ گلي هست که باغبان را به اندازه ي يک قطره شبنم يا يک گلبرگ بشناسد و دوست بدارد ؟
------------------------------
به خودتان قول بدهيد ، هيچ وقت به اميد تغيير دادن کسي ، با او وارد زندگي مشترک نشويد
-------------------------------
در کوير سبز عشق،اين سخن از من بگير مرگ تو مرگ من است،پس تمنا ميکنم هرگز نمير.
----------------------------
سکوت سرشار از ناگفته هاست و ناگفته ها پر بهاترين داشته هاست.
------------------------------
زندگي مانند رانندگي در يک دشت پر از گل است که بايد از همه لحظه هاش استفاده کنيم به تفاوت اينکه در آخر جاده تابلويي به اين عبارت نصب شده(دور زدن ممنوع)
-------------------------------
زنده ام با نام تو پژمرده ام بي نام تو،حاضرم پرپر شوم در محضر ديدار تو.
---------------------------------
ديگه رو خاک وجودم نه گلي هست نه درختي،لحظه هاي بي تو بودن ميگذره اما به سختي،دل تنها و غريبم داره اين گوشه ميميره،ولي حتي وقت مردن باز سراغتو ميگيره.
---------------------------------------
فردا هايي که هيچ وقت نميرسند هم بهانه خوبي است براي اميدوار بودن،براي زندگي بهتر داشتن،براي يک نفس راحت کشيدن،خدايا شکر.
----------------------------------
ما زنده به عشقيم ولي عشق تب دوست،ما طالب مرگيم ولي در طلب دوست،ما تشنه درديم ولي از غم هجرانيم،درويش نگاهيم ولي با لب خندان.
----------------------------------
به سه دليل دوستت دارم دو تاشو نميدونم يکيشم يادم نيست.
-------------------------
بار دگر ما را کلک زد دم از يک اتفاق مشترک زد براي لحظه اي با تو شکفتن هزاران بار قلبم را محک زد
-----------------------
همان طور که آفتاب تيرگي ها را مي راند اشخاص با نشاط نيز از قلب ديگران غم و اندوه را مي زدايند - دکتر علي شريعثي
-----------------------
يکي مي پرسد: “اندوه تو چيست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟” برايش صادقانه مي نويسم: براي آنکه بايد باشد و نيست
-------------------------------
عشق مثله پنير ميمونه، زيادش آدمو خنگ ميکنه، نرمالش فقط تا يک ساعت آدمو سير نگه ميداره، هيچ .... هم بدونه پنير نمرده .
------------------------------------
*دل را به نديدن عادت ندادم اما پري من به نديدنم عادت داشت هر شب به ديدارش مي شتابم اما فرشته ي كوچك من فراموش كار است ... فرو رفتن در عين شين قاف هم چه چيز با نمكي ست ;)
--------------------------------------
*هنوز در به در کوچه هاي خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام /هنوز مثل نخستين نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق در محاصره ام
-----------------------------------
وقتي عشقت رو از دست دادي ديگه سعي نكن به دستش بياري ،درست مثل چيني شكسته مي مونه كه حتي اگه بندش هم بزني ديگه به زيبايي گذشته نيست
--------------------------
اينو مي فرستم به سلامتيه هرچي گلدونه به شرطي كه گلش شما باشي وخاكش ما...
------------------------
اي صميمي اي دوست گاه بيگاه لب پنجره خاطره ام مي آيي اي قديمي اي خوب تو مرا ياد كني يا نكني من به يادت هستم ....
--------------------------------
چقدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه ارادهي دوست نداشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن، با اين حال مدام شعر عاشقانه ميخوانند
---------------------------------
دلم را آهني کردم مبادا عاشقت گردد،ندانستم توي ظالم دلي آهنربا داري
--------------------------
مي نويسم تنها به ياد او و براي او...مي نويسم به ياد روزهاي شيرين انتظار،به ياد لحظه هاي فراق و چشمان منتظر..........
-----------------------------------
من به آمار زمين مشكوكم اگر اين شهر پر از آدمهاست پس چرا اين همه دلها تنهاست؟
-------------------------------------
زندگي در گرو خاطره هاست ، خاطره در گرو فاصله هاست ، فاصله تلخ ترين خاطره هاست .
-----------------------------------
فاصله گرفتن از آدم هايي كه دوستشان داريم بي فايده است ، زمان به ما نشان خواهد داد كه جانشيني براي آنها نيست . . .
-----------------------------------------------
نه نگاه مهتاب ، نه فراسوي افق ، نه ستاره ، نه ماه ، نه درخشندگي شمس زمين ، نه تمام دنيا . . . . . . . . . . . . . . . . . .. . من فقط گرمي دستان تو را ميخواهم .
-----------------------------
عرض كوچه رو آنقدر قدم زدم كه يادم رفت كدام طرف كوچه بن بست بود . حالا از هر سو كه بيايي ديگر فرقي نمي كند . . .
---------------------------------
یکی در آرزوی دیدن توست. یکی در حسرت بوسیدن توست.... ولی من ساده و بی ادعا ، تمام هستی ام خندیدن توست
---------------------------
آدمها آنقدر زود عوض می شوند ...آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است
----------------------------
بی تو هرگز..... با تو (باید از مامانم بپرسم)
------------------------
وفا را از ماهی ها یاد بگیر که وقتی از آب میان بیرون،میمیرند
نه از زنبورها که وقتی از گلی خسته می شن، میرن سراغ یک گل دیگه
--------------------------
کسی چه می داند شاید:
اینقدر همدیگر را دوست نمی داشتیم اگر از دور به تماشای روح هم نمی نشستیم
کسی چه میداند:
اگر آسمان ما را از هم جدا نمی کرد شاید ، اینقدر به هم نزدیک نبودیم
---------------------------
من پذيرفتم شکست خويش را.پندهای عقل دور اندیش را
من پذيرفتم که عشق افسانه است.این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم.با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتنم دل شاد باش.از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتراز ما مي روي.آرزو دارم ولي عاشق شوي
آرزو دارم بفهمي درد را.تلخي برخوردهاي سرد را
-------------------------------
مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني.
مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني.
مي رسد روزي که تنها در کنار عکس من
نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني
__________________
لبخند بهانه ايست براي زنده ماندن.......... لحظه هايت سرشار از اين بهانه
---------------------------------